علی کوچولوعلی کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

علی طلا شیطون بلا

دی ماه و باغ ارم

1393/10/28 17:21
نویسنده : مامان فهیمه
412 بازدید
اشتراک گذاری

جمعه با خاله سمیرا و عمو سعید رفتیم باغ ارم.هوا عااااالی بود انگار که اسفند ماهه.تو و سبحانم کلی بدو بدو کردین.منم آزاد گذاشتمت که حسااااابی بهت خوش بگذره...

باغ ارم

برگ پاییزی

علی و پاییز

علی و برگ پاییزی

علی جونم رفته رو پل

عزیزه دلم

عزیزه دلم

ژستاشو

قربون اون ادا و اطوارایی که تو صورتت دراوردیبغل

پدر و پسر

اینم عشقولانه های پدرو پسری

خسته شدم

اینجا هم که خسته شدی و خودت رفتی اونجا نشستی تا خستگی در کنی

تلاش های پدرانه

تلاش های پدرانه

تلاش های پدرانه

بابایی کلی تلاش کرد تا تو رو بغل کنه و یه عکس پدر و پسری بگیره که آخرم موفق نشد

وروجکمو ببین

وروجکمو ببین

وروجکمو ببین

وروجکمو ببین

وروجکمو ببین

وروجکمو ببین

وروجکمو ببین

وروجکمو ببین

موفق شدم

قربون خندت بشم

اینایی رو هم که دیدی همه مراحل تلاش مکرر تو وروجک شیطونم بود واسه رسیدن به نقطه عطف که بالاخره موفقم شدی,به هر زحمتی بود خودتو رسوندیتشویق

آخه اول سبحان نشست خاله سمیرا میخواست ازش عکس بگیره که تو سریع خودتو رسوندیچشمک منم چیزی نگفتم دیگه ولی  بعدش شلوارت کثیفه کثیف شده بود.این همون آزادیه عملی بود که اول گفتمخندونک

ماهی قرمز

همکاری

پرتاب

پرتاب سنگ

اینجا هم که مشغول انداختن سنگ تو آب هستین

خانوادگی

ببین چه لمی دادی به بابا عاشقه این ژستمبوس بالاخره موافقت کردی با یه عکس سه نفرهبوس

عینکییییی

عاشقتونم کوچولوها

عینک باباهارو زدیم به چشمتون انقدر خندیدیمخنده قه قهه آخه دیگه از سر جاتون تکون نمیخوردین همینجوری ثابت وایسادینخندونکعزیزم سبحان که شونه هاشم بالا نگه داشته بود سرشم مستقیم به یه جا نگاه میکردبغل

قربونت شم مادر

فدای اون خنده هات

 

پسندها (8)

نظرات (11)

مامان رویا
29 دی 93 8:56
به به چه جاهاي قشنگي رفتيد ...از شيطنت هاي علي كوچولو معلومه كه حسابي بهش خوش گذشته....دوست دارم علي كوچولو با اون عكسهاي قشنگت....
مامان فهیمه
پاسخ
آره عزیزم کلی شیطونی و کثیف کاری کرد.ما هم کیاراد جون و مامان مهربونش و دوست داریم.
فریده
29 دی 93 10:51
ببین چه تلاشی کرده و آخر هم موفق شده عکس سه نفرتون عالی شده . اون عکسه که پدرا با دو تا پسراشون هستند عالیه . همه چه ژستی گرفتن . باغ ارم هم الان حال و هوای خاص خودشو داره ، دلم هوای باغ ارم رو کرد . امیدوارم خنده همیشه روی لباتون باشه
مامان فهیمه
پاسخ
ممنون عزیزم لطف داری. آره دقیقا چهار تایی داشتن میرفتن که من صداشون کردم و عکس گرفتم البته چند تا گرفتم تا خوب شد از دست این وروجکا آره همه چی عالی بود درختا فضا هوا...حتما با پرهام جون برو.ما تا کلی وقت جلو حوضچه بزرگ بودیم به خاطره بچه ها.مگه میومدن... ممنون از دعای زیبات
مریم مامان آیدین
29 دی 93 11:03
سلام فهیمه جون...خوبین دوستم عجب روز تعطیل پرباری داشتین....علی نانازم هم معلومه حساااابی بهش خوش گذشته و من هم خیلی خوشحال شدم از دیدن روی ماه دوست خوشگلمبرای رسیدن به مقصدشاون تنه درخت ها ی برش خورده خیلی بامزه بودن و خصوصا تلاش علی جوووووووونم و چقدر خوبه که علی یه پسرخاله درست همسن خودش داره....اینو از مامان یه پسرک تنها درفامیل بشنو که هردو طرق یه دونه نوه ست و بچه میبینه کللی ذوق میکنه
مامان فهیمه
پاسخ
سلام مریم جون ما خوبیم مرسی علی هم حسابی خوش گذروند و تا تونست دوید و شیطونی کرد. از وقتی با هم آشنا شدیم پستی نزاشته بودم که عکسه خودم و همسری هم باشه ،بهش فکر نکرده بودم .ممنون عزیزم از لطفی که بهم داری راستش مریم جون من فقط یه داداش دارم که اونم از خودم کوچیکتره.این خاله سمیرا هم که گفتم میشه دختر خالم ولی خب دقیقا مثل دو تا خواهریم با هم.علی تو خانواده مامانم اینا تک نوه هست ولی تو خانواده ی همسرم نوه دوم. عزیزم الهیییییی آیدین جونم که میگی بچه میبینه ذوق زده میشه علی برعکسه آیدین دور و برش تو فامیل حسابی شلوغه.
مریم مامان آیدین
29 دی 93 11:08
راستی تو اون حوض یا استخر کوچولو ماهی قرمز بود؟ من عاااااااااااشق اینم که نون ببرم و به ماهی ها غذا بدم....و آیدین عااااشق اینه که سنگ بندازه تو آب....بعد من این پرتاب رو هدف دار میکنم و نون میدم بندازه...اون هم گاهی جوگیر میشه و هرچی خوراکی داره هم میندازه براشون قربون اون عینک زدنش برم من جوجوها حس کردن با عینک خوش تیپ شدن و ثابت وایسادن که ازشون عکس بگیرین الهی همیشه به شادی و گردش باشین و همه خوش باشین دوستم....ببوس علی جونم و سبحان کوچولورو
مامان فهیمه
پاسخ
آره عزیزم پر از ماهی بود این دو تا وروجکم گوش نمیکردن که ماهی های بیچاره رو بمباران کردن.ولی این کاره تو هم فکر خیلی خوبیه ها از این به بعد باید هرجا که خواستم برم که ماهی داشت نون ببرم که لااقل نون بخورن ماهی های بیچاره. نه که عینکای باباشونو زده بودن خودشونم حس میکردن بزرگه واسشون واسه همین تکون نمیخوردن مبادا که بیفته
مامان آرمین
30 دی 93 8:48
عکسها مثل همیشه خیلی خییییییلی قشنگ بودن و لذت بردم.دوست عزیزمم مثل همیشه ناز و دوست داشتی بود.خیلی دوستون داریم.راستی تو عکس پنجمی جیگره خاله قهر کرده عایا؟؟؟آرمین هر وقت قهر میکنه اون شکلیه میشه.خخخخخ
مامان فهیمه
پاسخ
ممنونم عزیزم چشمات قشنگ میبینه علی هم وقتی قهر میکنه تقریبا همینجوری میشه.زیر چشمی نیگا میکنهولی اینجا نه قهر نیست.اونقدر بهش خوش گذشت که فرصتی واسه قهر کردن نداشت
مامان علی
1 بهمن 93 21:07
سلام فهیمه مهربونم خیلی ممنون ازلطفت که اینقدربزرگوارانه هر چندروز برامون. کامنت گذاشتی و نگرانمون بودی فدات شم الان با موبایلم وبعد میام وکلی از وبت دیدن میکنم وپستهای جدید ومیبینم قربونت بشم دلم واستون تنگ شده بود علی جونم ببوس هزارتا چقدر جمعه خوبی وچقدر خوش گذرونده عکس پدر پسریم که معرکه شده با موهای کوتاه علی نخودی ونانازشده الهی سلامت. باشین میبوسمتون
مامان فهیمه
پاسخ
وااااااای سلام زهرا جون نمیدونی چقدر خوشحال شدم وقتی اسمتو دیدم.ممنونم عزیزم از لطفت. علی جونمو ببوس.منتظرتم.
مامان علی
2 بهمن 93 9:35
چه روز خوبی، به به چه پسرای آقا ولی شیطونی فهیمه جون صخره نوردیشونم خیلی با حال بود چه بانمک شدن با عینک، چه احساس غروریم دارن انگاربا عینک گنده شدن میبوسمتون
مامان فهیمه
پاسخ
ممنونم عزیزم.آقا و شیطون و خوب اومدی آره بابا خوبه اینا به جایی برسن چه ژستی بگیرن اون موقع...
مامان فرح
3 بهمن 93 12:23
سلام فهیمه جان،دلم هوس باغ ارم کرد،انشالله اردیبهشت میام اونجا،چون باغ ارم فصل بهار واقعا دیدنیه،انشالله همیشه شاد باشید،علی کوچولوی ناز منو ببوس
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم حتما بیا.کدوم شهری مگه ؟
spatra
4 بهمن 93 0:13
على كوچولو نازم هميشه به گشت باشى خاله و كلى خوش بگذرونى در كنار خانواده مهربونت مامان مهربون بزودى وبلاگ آدريان رو آپ ميكنم و حتماً بهت خبر ميدم على كوچولو عزيزم رو كلى ببوس
مامان فهیمه
پاسخ
سلام اسپاترا جون.کجایین شما خیلی وقته ازتون خبری نیست.دلمون واسه آدریان خیای تنگ شده هااااا. ممنون ازت به همچنین شما در کنار خانواده
عمه فروغ
7 بهمن 93 23:31
سلام هزار ماشاا.. گل پسر نازی دارید خدا حفظش کنه براتون خوشحالم که بهتون خوش گذشته ان شاا.. همیشه شاد و خوش باشید
مامان فهیمه
پاسخ
ممنون عزیزم از لطفت.ممنونم که به وب ما سر زدید
مامان امیرعطا
8 اسفند 93 1:52
پس نظر من کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
مامان فهیمه
پاسخ
الان دیدم شرمنده